آروین آروین ، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

آروین کوچولوی ناز

زیباترین هدیه خدا یک ساله شد

امروز خیلی خیلی شاد و هیجان زده ام می دونی چرا؟ آروین عزیزم ،کلوچه عسلی مامان امروز ١٢ خرداد ٩١ جشن تولد تو و جشن آغاز زیستنت در این دنیاست یه جشن تولد توپ و مفصل . عزیز دل مامانی باورم نمیشه قند عسل ریزه من امروز یک ساله است باورم نمیشه هر وقت تو صفحه وبلاگت میومدم نوشته بود آروین کوچولوی ناز چند ماه و چند روز و ... سن دارد ولی دیروز برای لحظه ای بسیار کوتاه این رقم به یک سال و صفر روز و صفر ساعت و صفر... تبدیل شد و این یعنی دقیقاً یک سال از تولد تو عزیز دلم می گذرد و آروین کوچولوی من یک ساله است خدایا شکرت میلیونها بار شکر چند روزی بود مدام خاطرات سال قبل رو مرور می کردم وای... چه روزهایی بود پر از استرس ،هیجان و انتظار از او...
13 خرداد 1391

اولین روز مادر

  آروین عزیزم تمام هستیم دوستت دارم چون به لطف وجود تو من مادرم برای اولین بار فرزندی در کنارم نشسته و با شیرین زبانی قشنگش ماما ماما صدایم می کند چه موهبتی بزرگتر از این می تواند باشد دوستت دارم فرزند نازنیم و من بزرگترین هدیه ام را گرفته ام هدیه ای به زیبایی زیباترین گلهای بهاری ،هدیه ای به بزرگی و وسعت تمام آسمان و زمین و هدیه ای باارزش از طلا ... هدیه زیبای من آروین عزیزم است و از خدا برای او سلامتی و طول عمر آرزومندم خدایا فرزندم را به تو می سپارم نگهدارش باش امروز برای اولین بار حس زیبای مادری را می شناسم و به زن بودن و مادر بودنم می بالم کودکم را سخت در آغوشم می فشارم چون با وجود او من حس مادری را شناختم و مادر نامیده ش...
10 خرداد 1391

یازده ماهگیت مبارک قند عسلم

آروین عزیزم تو یازده ماهه شدی و تا اولین سالگرد تولدت فقط چندین روز باقی است یعنی کمتر از یک ماه پسر زیبا و باهوشم به یاد می آورم سال قبل در چنین روزهایی چه شور و شوقی داشتم اتاق خوشگلت رو چیده بودم و هر روز می رفتم تو اتاقت و کنار تختت وایمیستادم و برات لالایی می خوندم هر روز بارها و بارها لباسهای کوچولوی زیبایت را درمیاوردم می بوسیدم و وجود نازنین تو را در درونش احساس می کردم و دوباره در کشو قرار می دادم وقتی به جغجغه هایت نگاه می کردم با خودم فکر می کردم پسرم کی میاد با اینا بازی کنه و منتظر دیدار ودر آغوش کشیدن فرزند دلبندم بودم منتظر شنیدن صدای گرم کودکی که بند بند وجودش در وجودم پرورش یافته بود منتظر آروین عزیزم که با آمدنش خوشبختی م...
2 خرداد 1391
1